تبلیغات
شهدای دیزیچه
شهدای دیزیچه
پایگاه بسیج شهدای 1و2
سه شنبه 2 مهر 1392 :: نویسنده : خادمین شهدای دیزیچه

شهید یداله شریعتی–101

فتحالمبین

نام:یداله *** شهرت:شریعتی *** نام پدر:غلامحسین *** تاریختولد:1343 *** محل تولد: دیزیچه *** تاریخ شهادت: 10/12/1360 *** محل شهادت:عین خوش***

 

طاقت بیارتا خبرم رابیاورند        پروانه‌ها   سکوتپرمرا بیاورند

چندین بهار طی شد و مویت سپید شد     قدری صبور باش سرم را بیاورند

باید دعا کنی نه فقط به غیر من هر کس که مانده دور وبرم را بیاورند

 

نان خشک چه مزۀ خارق‌العاده‌ای داشت؛ آنهم پشت خاکریزها. بعد از تلاش بی‌وقفه نه تنها نان خشک مزه خاص خود را داشت که هر بستۀ اهدایی که از طرف مردم مهربان مهین اسلامی به‌دست رزمندگان می‌رسید، حال و هوای خودش را داشت. بسته‌های که معمولاً از آجیل یا شیرینی پر شده بود.



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : شهید یداله شریعتی،
لینک های مرتبط :

شهید نوروز علی غلامی – 61

(مثل آیینه)

نام: نوروزعلی *** شهرت: غلامی *** نام پدر: قنبر ***  تاریخ تولد: 1329 *** محل تولد: دیزیچه *** تاریخ شهادت: 22/1/61 *** محل شهادت: خرمشهر *** محل دفن: گلزار شهدای دیزیچه ***

 

شمیمی ز بیت‌المقدس رسید              به دل شوری از کربلا آفرید

به نام خدا که بلایی شدم                   خدا خواست امشب خدایی شوم

از دوران كودكی اورا می‌شناختم. آخر ما در محله عمان سامانی شهردیزیچه همسایه بودیم. هیچ‌گاه چهره معصوم و نورانی و پیشانی بلند و چشمان مهربان او ازیادم نمی‌رود. چهره‌اش در اثركار در مزارع كشاورزی زیرنور خورشید همیشه برافروخته بود ودرلبش ذكرخدای بزرگ مدام جاری بود و آرامش خاصی در چشمانش موج می‌زد. می‌شد دل پر مهر ومحبتش را درآیینه دیدگانش دید.

او با تمام نوجوانی، كه می‌شناختم، فرق داشت. آرامش، بزرگ‌منشی و ایمان، از خصوصیات بارز او بود.



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : شهید نوروز علی غلامی،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 2 مهر 1392 :: نویسنده : خادمین شهدای دیزیچه

شهید مصیب غلامی- 62

(جوانمرد)

نام: مصیب *** شهرت:غلامی ***  نام پدر: محمد*** تاریخ تولد: 10/7/1341 *** تاریخ شهادت: 7/1/1362*** محل شهادت: پاسگاه شرهانی ***

درحریم پاک سنگر نور پاشیدی دلاور               بر هجوم زخم‌ها مردانه خندیدی دلاور

با لبانی خشک و دستی پینه‌بسته          برق آتش بر سر هر خصم باریدی دلاور

از تبار کیستی‌؟ چون قلة آتشفشانی                 ذات ققنوسی که در آتش خرامیدی دلاور

نمی‌دانم مراسم خاک‌سپاری کدام یک از شهدای شهر دیزیچه بود.

ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : شهید مصیب غلامی،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 2 مهر 1392 :: نویسنده : خادمین شهدای دیزیچه

شهید مرتضی نوری -  96

(عاشق حسین)

نام: مرتضی *** شهرت: نوری *** نام پدر: نوروزعلی *** تاریخ تولد: 1347*** محل تولد: دیزیچه *** تاریخ شهادت: ‌17/2/62 *** محل شهادت:‌ جزیره مجنون *** محل دفن: گلزار شهدای دیزیچه ***

 

کنون که سکه عشق و ولا به نام حسین است               خوشا کسی که دلش مست جام حسین است

یقین که سربه فلک می کشد سری که به صد شوق            درآستان ولایت کمین غلام حسین است

 

اوعلاقه وعشق خود به امام حسین را در کلاس پنجم دبستان نشان داده بود. درآن ایام طاغوت در همه جا جلوه داشت وعرصه، عرصة جولان طاغوتیان بود. معلم کلاس برای،«خود‌شیرینی» گفته بود: امام حسین به‌خاطرسیاست وحکومت شهید شد.

او باشنیدن این حرف به‌شدت بامعلم درگیرشده بود، که این برخورد منجر به اخراج او از کلاس ومدرسه شد. البته بعد با وساطت بزرگان دیزیچه که همگی طرفدار ولایت وکلام این نوجوان، یعنی مرتضی بودند، به مدرسه برگشت و درآن مدرسه تا پایان دوره ابتدایی ادامه تحصیل داد.



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : شهید مرتضی نوری،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 2 مهر 1392 :: نویسنده : خادمین شهدای دیزیچه

شهید مرتضی صمدی – 52

(پاسدار امام)

نام: مرتضی *** شهرت: صمدی *** نام پدر: نوروزعلی *** تاریخ شهادت: 21/12/1363 *** محل شهادت: جزیره مجنون***نام عملیات: بدر***محل دفن: گلزار شهدای دیزیچه ***

 

در دلم حالوهوای جبهه‌هاست                  دل به یاد کربلای جبهه‌هاست

هرکه دل بر جبهه‌ها همدل می‌نمود           می‌شد آن دل فارغ از بود ونبود

وقتی مسئول سپاه منطقه با اعزام او مخالفت کرد، مرتضی ناراحت شد وگفت:«شما می­فرمایید چون انگشتم قطع شده، دیگر به درد هیچ کاری نمی­خورم؟».

مسئول سپاه خودش را جمع وجور کرد واین بار مؤدب‌تر از دفعه قبل گفت:«برادرمرتضی! این چه حرفی است که می­زنی؟ تو برای ما عزیزی! توامتحان خود را داده­ای و با اهدای بخشی از وجودت، صداقت و اعتقاد خودت را نشان داده­ای. من برنامه تازه­ای برایت دارم ».

مرتضی سؤال کرد:«چه برنامه­ای؟»

مسئول سپاه گفت:«می­خواهم تو را برای حفاظت از جان امام به جماران بفرستم».

مرتضی با شتابزدگی گفت:«چی گفتی؟»



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : شهید مرتضی صمدی،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 2 مهر 1392 :: نویسنده : خادمین شهدای دیزیچه

شهید محمود ملکی  - 83

(جهاد اکبر)

نام: محمود *** شهرت: ملکی *** نام پدر: عبدالعلی *** تاریخ تولد: 1349*** محل تولد: دیزیچه *** تاریخ شهادت: 30/10/1365 *** محل شهادت: جزیره مجنون *** نام عملیات: کربلای5  *** محل دفن: گلزار شهدای دیزیچه ***

 

در پهنة عشق، جان سپرکرد و گذشت        تا قلة  آرزو  سفر  کرد  و  گذشت

خورشید‌صفت برآمد از مشرقعشق    این شام سیاه را سحر کرد و گذشت

 

اگر به آمار شهدای کربلای 5 مراجعه کنیم،شمار شهدای دیزیچه نسبت به جمعیت آن شهر واقعاً از درصد بسیار بالایی برخورداراست. این امر نشان می­دهد تعداد زیادی از شهدای این منطقه با آنکه درعملیات‌های زیادی قبل از کربلای 5 شرکت داشتند،اما تعداد قابل توجهی از آنها درعملیات خونین کربلای 5 به شهادت رسیدند.

   عملیات کربلای5 نمونه معروف «هل من ناصر ینصرنی» فرماندهان سپاه را جامه عمل پوشانید وکربلای جبهه‌های ایران را رنگین ساخت.

   یکی ازلبیک‌گویان این عملیات غرور‌آفرین، پاسداررشید اسلام محمود ملکی بود. او قبل از آنکه به عملیات اعزام شود، در وصیت‌نامه خودش به شهادت خود اشاره کرده، اعلام نموده بود لحظه شهادتش فرا رسیده و در آرزوی دیداریار است وآن لحظه دیدار برایش بسیار نزدیک است.



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : شهید محمود ملکی،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 2 مهر 1392 :: نویسنده : خادمین شهدای دیزیچه

شهید محمود كریمی  - 73

(کمین)

نام: محمود *** شهرت: کریمی *** نام پدر: عبداله *** تاریخ تولد: 1343 *** محل تولد: دیزیچه *** تاریخ شهادت: 16/12/63 *** محل شهادت: میاندوآب *** نام عملیات: بدر***محل دفن: گلزار شهدای دیزیچه ***

 

با آنكه شانزده سال بیشتر نداشت، احساس مسئولیت در وجودش به آن حد بود كه درس و مدرسه را رها كرد و به كارگری پرداخت. او با این حركت می‌خواست بخشی از هزینه سنگین خانواده‌اش را تأمین كند؛ درعین حال برای آنكه از علم ودانش هم عقب نماند، در مدرسه شبانه ثبت‌نام نمود و تحصیلات خود را ادامه داد. محمود از هوش سرشاری برخورداربود و این مسئله را با شاگرد اول شدن دركلاس شبانه نشان داد. لحظات فراغت خود را با قرائت قرآن و كتب مذهبی سپری می‌كرد وبه این صورت برعلم و دانش خود می‌افزود. او همزمان با كار طاقت‌فرسای كارگری توانست درسال1361 مدرك دیپلم خود را بگیرد و پس از آن برای خدمت مقدس سربازی آماده شد. بلافاصله هم به ژاندارمری محل مراجعه کرد و برای اعزام به سربازی ثبت نام نمود. بلافاصله به شهر سلماس اعزام شد و دوره آموزشی سربازی را در پادگان سلماس سپری کرد و پس از آن به لشکر 64 ارومیه منتقل شد.

محمود از اینكه سهمیه یكی از سخت‌كوش‌ترین یگان‌های ارتش شده بود،بسیار خرسند بود. او می‌خواست با خدمت دراین یگان كه هم با دشمن داخلی درگیر بود وهم در مرزهای غرب كشور با نیروهای متجاوز عراق جنگ می­کرد، عشق خود را به دین ومیهن نشان بدهد. محمود در اولین مرخصی كه با لباس سربازی آمده بود، با افتخار گفت: ‌«خوشحالم كه سرباز روح الله هستم».



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : شهید محمود كریمی،
لینک های مرتبط :

شهید محمد علی دانشمند – 35

(رجعت سرخ)

نام: محمدعلی *** شهرت: دانشمند *** نام پدر: ‌جواد *** تاریخ تولد: ‌1339*** محل تولد:آبادان *** ‌تاریخ شهادت:31/1/1360 *** محل شهادت:‌ ایستگاه 7 آبادان ***نام عملیات:‌ حصرآبادان ***محل دفن: ‌گلستان شهدای دیزیچه ***

 

گیرم تو هم داغ برادر دیده باشی              یا سال­ها زخم مكرر دیده باشی

می‌خواهم از بغضی بگویم ای دل تنگ                  بغضی كه تا امروز كمتر دیده باشی

باید شبیه حضرت عباس(ع)تا صبح                      دورتمام خیمه‌ها گردیده باشی

تا درگلویت غیرتفریاد باشد                      باید گلوی سرخ اصغر دیده باشی

محمد حسین صفاریان

شهید در نامه­ای خطاب به پدر ومادرش چنین نوشته است:« هریك از ما بنا به آیات مباركه قرآن برابر با دویست نفر از متجاوزین می‌باشیم. اینجا قدرت ایمان را از نزدیك می‌بینم».



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : شهید محمد علی دانشمند،
لینک های مرتبط :

شهید محمد علی بهرامی – 19

(سرباز گمنام)

نام: محمدعلی *** شهرت: بهرامی *** نام پدر: عباس *** تاریخ تولد: 1340*** تاریخ شهادت: 23/4/1363 *** نام عملیات: ‌رمضان *** محل دفن:گلزار شهدای دیزیچه*** مفقودالاثر ***

مثل تو، هیچ كسی جانب میدان ندوید                      پا به پای تو كسی تا خط پایان ندوید

خون تو سرخ‌ترین خون وفاداریبود                قطره‌ای سرخ تر از آن به رگ جان ندوید

سفرآخر تو‌، شد سفری طوفانی                     چون تو مرد خطری در دل طوفان ندوید

ن.بهرامی

كلمة سرباز، یعنی كسی كه سر خود را در راه حفظ آب وخاك و وطن خود می‌بازد. سرباز در تمام ارتش‌های جهان به همین معناست. سرباز یعنی مهم‌ترین ركن تشكیل‌دهنده یك ارتش و برای همین هم مورد احترام تمام ملل جهان است؛ ولی سرباز در ارتش جمهوری اسلامی ایران علاوه بر صفات فوق كه ذكر شد، از یك ارزش معنوی والا هم برخوردار است كه به او شخصیتی والا  می‌بخشد. در كشورهای جهان بنای یادبودی به پاس تجلیل از فداکاری‌های سربازان بی­نشان و مفقودالاثر در جنگ احداث کرده­اند که به آن بنا یا مجسمه یا نماد، «سرباز گمنام» می‌گویند. درگلستان شهدای شهر دیزیچه و درجوار شهدای این شهر نیز سنگ قبری است كه به یاد سرباز دلاور، اما گمنامی با نام و نشان «محمدعلی بهرامی» نصب شده که هر انسانی با مشاهده آن بی­اختیار به آن ادای احترام می‌کند و برای شادی روحش فاتحه می­خواند.

ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : شهید محمد علی بهرامی،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 2 مهر 1392 :: نویسنده : خادمین شهدای دیزیچه

شهید محمد رضا یوسفی –  98

(مداح خُردسال)

نام: محمدرضا *** شهرت: یوسفی *** نام پدر: رحمت‌اله *** تاریخ تولد: 11/12/51 *** تاریخ شهادت: ‌28/8/85 ***  محل شهادت: اصفهان *** محل دفن: امامزاده سلیمان دیزیچه *** علت شهادت:سقوط بالگرد

ازدست شقایق قدحی نوش كنید              وانگه به سُرور لاله‌ها گوش كنید

درگوشة باغ، لاله‌ها می­گفتند                   ما را نكند، شما فراموش كنید

ن.بهرامی

روز عاشورا بود. همراه خانواده برای حضور و تماشای مراسم عزاداری به یكی ازشهرهای اطراف اصفهان رفته بودیم. اصولاً مراسم عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین(ع)ویاران شهیدش در ایام محرم و به‌خصوص روزهای عاشورا و تاسوعا، در روستاها و شهرهای کوچک به صورت خاصی همراه با تعزیه برگزار می‌شود که در عین سوزناکی، بسیار جالب هم هست.  رسم است در آن دو روز به‌خصوص، مردم از شهرهای بزرگ به طرف این شهر و روستاهای اطرافشسفر می‌کنند تا در عزاداری آنجا حضور داشته باشند.



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : شهید محمد رضا یوسفی،
لینک های مرتبط :

طلبه شهید احمدرضا علیرضایی – 59

(دوازده سال در غربت)

نام: احمدرضا *** شهرت: علیرضایی *** نام پدر: محمد *** تاریخ­ تولد: 1343 *** محل­ تولد: اصفهان ***تاریخ شهادت: 12/4/64 ***  محل شهادت: دریاچه نمك شهر فاو *** نام عملیات: والفجر8 *** محل دفن: گلستان شهدای دیزیچه ***

گوهرقیمتی ازكام نهنگان آرند        هركه او را غم جان است، به دریا نرود

مادرش می‌گفت:«یك روز قبل ازآخرین دیدار با او،به زیارت قبور مطهرشهدا به گلستان شهدای اصفهان رفتیم. وقتی روبروی در گلستان شهدا ایستادیم، اشك در چشمانم حلقه زد وگفتم:"خداوند به فریاد مادران شهدایی برسد كه فرزندانشان مفقود‌الاثرند و مزاری ندارند تا با آنها نجوا بكنند".

احمد با نگاهی  عمیق درچشمانم گفت:" مادر! اِن‌شاءالله شما هم یكی از این مادران خواهی بود؛ چرا‌كه من هرگز دوست ندارم وجودم یك وجب از این خاك را اشغال كند".

در پاسخ به اوگفتم:" اگر به شهادت‌ات راضی شوم، هرگز به مفقود‌شدنت راضی نمی‌شوم".

احمد درجوابم گفت:"مادر! كسی كه اصل چیزی را از دست می‌دهد، نباید به دنبال فرع آن باشد"».

طلبه شهید احمدرضا علیرضایی درسال 1343 درشهر اصفهان دیده به جهان گشود. او با پشت سرگذاشتن دوران دبیرستان درسال 1360، به جبهه‌های حق علیه باطل اعزام شد و تا سال1364در عملیات­های ­محرم، بیت‌المقدس، رمضان، والفجرمقدماتی و والفجر 8 شركت كرد وبار‌ها مورد اصابت گلوله و ترکش دشمن قرار گرفت و زخمی شد. درعملیات بیت‌المقدس از ناحیه كتف به‌سختی مجروح و درعملیات رمضان از ناحیه پا زخمی شد. درعملیات محرم که درمنطقه عین‌خوش بود، از ناحیه سرمجروح شد. طلبه شهید احمدرضا علیرضایی همان‌گونه كه درجبهه جهاد درخط مقدم بود، درسنگر علم وحوزه نیز كوشا بود. او همزمان با حضور درجبهه، درحوزه علمیه اصفهان هم به فراگیری علوم دینی می­پرداخت وسرانجام درعملیات متهوّرانه و غرور‌آفرین والفجر 8 درجزیره فاو شهید شد وروح بلند وآسمانی او به سوی معبود پروازكرد وهمان‌گونه كه آرزویش بود، سال‌های سال دور از وطن ماند تا آنكه بعد از دوازده سال درسال 1376 و پیكر مطهرش شناسایی شد و در گلستان شهدای اصفهان دفن گردید.



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : طلبه شهید احمدرضا علیرضایی،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 2 مهر 1392 :: نویسنده : خادمین شهدای دیزیچه

شهید فضل اله احمدی - 7

(دست گمشده)

نام: فضل­اله *** شهرت: احمدی *** نام پدر: امامقلی ***  تاریخ تولد: 1343 *** محل تولد: وینیچه (قلعه میرزمان) ***

تاریخ شهادت:23/2/1361 ***محل شهادت:خرمشهر  ***  نام عملیات: بیت‌المقدس ***محل دفن: گلزار شهدای وینیچه ***

درحریم عشق‌بازی دست و پا گم كرده‌ام               عاشقم خود را به بوی آشنا گم كرده‌ام

دست و بازویی كه از رهبرنشان بوسه داشت            درشب مستی نمی‌دانم کجا گم كرده‌ام

مانده با حسرت نمازاشتیاقمناتمام             درقنوت عشق تا دست دعا گم كرده‌ام

فرید طهماسبی

قصة مردی ومردانگی حضرت عباس(ع)درحماسه پرشور كربلا، قصه‌ای جاودانه از ایثار وازجان‌گذشتگی مردی‌است كه هستی خود را بذل ایمان و مقتدایش كرد و ازهمه مهم‌تر، بازوان پرتوانش بودند كه به پیشگاه خدای خویش هدیه كرد بود. رزمندگانی هم بودند كه به حضرتش اقتدا كردند و بی‌دست و بازو به قرب حضرت حق شتافتند . . .



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : شهید فضل اله احمدی،
لینک های مرتبط :

شهید غلامعلی رحمانی – 40

(آخرین نماز)

نام: غلامعلی *** شهرت: رحمانی *** نام پدر: علیمراد *** تاریخ تولد:1340 ***محل تولد: دیزیچه *** تاریخ شهادت: 7/4/1363 *** محل شهادت: جنوب (جفیر) *** محل دفن: گلزار شهدای دیزیچه ***

 

ای عشق ببار بر سرم رحمت خویش                  ای عقل مرا رها کن از زحمت خویش

از عقل بریدم و به او پیوستم                 شاید کشدم به لطف در خلوت خویش

امام خمینی(ره)

شهید غلامعلی رحمانی به‌آسانی می­توانست از خدمت مقدس سربازی معاف شود؛ زیرا زمانی كه فقط سیزده سال داشت . . . 

ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : شهید غلامعلی رحمانی،
لینک های مرتبط :

شهید غلامرضا دانشمند – 37

(زنده در آتش)

نام: غلامرضا *** شهرت: دانشمند *** نام پدر: رحمان*** تاریخ تولد: 1345 ***  محل تولد: شهر دیزیچه ***تاریخ شهادت: 22/11/1360 *** محل شهادت: تنگه چزابه *** محل دفن: گلستان شهدای دیزیچه ***

 

اگرمن به جبهه نروم، شما هم نروید و دیگران هم نروند، پس چه كسی باید به جبهه برود؟ مگرشما نمی‌خواهید درقیامت نزد امام حسین(ع)وفاطمة زهرا روسپید باشید؟!

   این جملات شهید غلامرضا دانشمند است درجواب اشخاصی كه به او توصیه می‌كردند به خواندن درسش ادامه دهد و از رفتن به جبهه صرف‌نظر كند. او با اینکه سن زیادی هم نداشت ، در برابر دین و میهن اسلامی خود احساس دِین می‌كرد كه بسیاری از آن غافل بودند. . . 



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : شهید غلامرضا دانشمند،
لینک های مرتبط :

جانباز شهید علیمراد اسماعیلی - 10

(پرنیان سرفه)

نام: علیمراد *** شهرت: اسماعیلی *** نام پدر: قربانعلی *** تاریخ تولد: 6/9/1325 *** محل تولد: دیزیچه *** تاریخ شهادت: 15/9/82 *** محل دفن: گلزار شهدای دیزیچه ***نام عملیات: والفجر 8***

سلام! خسته نباشیددوستان...سرفه            همیشه سفره‌تان غرق آب و نان... سرفه

حریر خواب شما، سرفه...  گرم و ترسینه               لباس روح شما بی سرفه پرنیان،...سرفه

وسرفه سرفة ممتد سیاه و دردآلود             گرفته است از او این زمان،امانسرفه

مصطفی میرعبداله

درود بر مصطفی میرعبداله که چقدر زیبا لحظه‌های زندگی جان‌فرسای یک مجروح شیمیایی را به صورت شعر به زبان و قلم گرفته و آن را سرورده است.

شهید علیمراد اسماعیلی درسال 1325 در شهردیزیچه متولد شد.  سه سال از عمر نازنینش می‌گذشت كه پدرش به دیار باقی شتافت و او را برای همیشه تنها گذاشت. یتیمی خود به تنهایی رنج طاقت‌فرسایی است چه رسد به اینکه انسان از خانواده مستضعفی هم باشد. شهید علیمراد اسماعیلی نیز به علت همان یتیمی و استضعاف،  از همان اوان كودكی با كار وتلاش دست وپنجه نرم می­كرد. او به کارهای كشاورزی و باغداری روی می­آورد تا زندگی خود را تأمین کند و سربار دیگران نباشد. زمان گذشت و به سنی رسید که باید ازدواج می­کرد و تشکیل خانواده می­داد؛ لذا درسال 1351 همسر اختیار كرد كه حاصل ازدواج او، دو پسر و سه دختر بود. او در ادامه فعالیت‌هایش دركارخانه سیمان سپاهان اصفهان استخدام شد. . . .



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : جانباز شهید علیمراد اسماعیلی،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
درباره وبلاگ
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :