تبلیغات
شهدای دیزیچه - شهید اصغر جباری
شهدای دیزیچه
پایگاه بسیج شهدای 1و2
سه شنبه 2 مهر 1392 :: نویسنده : خادمین شهدای دیزیچه

شهید اصغرجباری – 26

(سوخته جان)

نام: اصغر *** شهرت: جباری *** نام پدر: رضا*** تاریخ تولد:1346 *** محل تولد: - *** تاریخ شهادت: 30/12/1366 *** محل شهادت: سرپل ذهاب *** محل دفن: مفقودالاثر

ای در دل شب ستاره‌ای نورانی                 نامت چو چراغ روشن عرفانی

هرچند از این جهان فانی رفتی                خوش باد تو را این سفر روحانی

 

شهرو پادگان سرپل ذهاب، نام‌های آشنایی برای تمام رزمندگان دفاع مقدس هستند. در روزهای آغازین جنگ، دشمن با سه لشکر از غرب کشور به این منطقه یورش آورد و پس از تصرف شهرهای خسروی وقصرشیرین قصد تصرف سرپل ذهاب را داشت که  مسئولان وقت وقتی وضعیت را بغرنج دیدند، دستور تخلیه شهر و انهدام پادگان سرپل ذهاب را صادر کردند. در این حال یکی از . . . 

 

شهید اصغرجباری – 26

(سوخته جان)

نام: اصغر *** شهرت: جباری *** نام پدر: رضا*** تاریخ تولد:1346 *** محل تولد: - *** تاریخ شهادت: 30/12/1366 *** محل شهادت: سرپل ذهاب *** محل دفن: مفقودالاثر

ای در دل شب ستاره‌ای نورانی                 نامت چو چراغ روشن عرفانی

هرچند از این جهان فانی رفتی                خوش باد تو را این سفر روحانی

 

شهرو پادگان سرپل ذهاب، نام‌های آشنایی برای تمام رزمندگان دفاع مقدس هستند. در روزهای آغازین جنگ، دشمن با سه لشکر از غرب کشور به این منطقه یورش آورد و پس از تصرف شهرهای خسروی وقصرشیرین قصد تصرف سرپل ذهاب را داشت که  مسئولان وقت وقتی وضعیت را بغرنج دیدند، دستور تخلیه شهر و انهدام پادگان سرپل ذهاب را صادر کردند. در این حال یکی از قهرمانان معروف جنگ، خلبان شیرودی که  از هوانیروز بود، پیشنهاد داد تا به جای انهدام پادگان و مهمات داخل زاغه های آن،  از مهمات برای سرکوب دشمن استفاده شود.

بعضی از مسئولان ابتدا این مسئله را جدی نگرفتند، ولی وقتی در همان روز نبرد، هلی‌کوپترهای کبرای هوانیروز توانستند ده‌ها دستگاه تانک دشمن را منهدم ودشمن را مجبور به عقب‌نشینی به ارتفاعات بازی‌دراز کنند، مسئولان تازه متوجه ارزش هوانیروز در کنار رزمندگان شدند، لذا از همان روز دستور سازماندهی این منطقه را طوری صادر کردند که در تمام هجوم‌ها هوانیروز در نوک حمله به نیروهای دشمن باشد. هنوز چند روزی از رزم هوانیروز در کنار رزمندگان نگذشته بود که به دنبال پیروزی‌های رزمندگان اسلام، صدام دستور اعدام فرمانده لشکر8 خود را صادر کرد.

   درسرپل‌ذهاب، افراد بزرگی جنگیدند. سرهنگ مصلحی که حتی سرش را برای سفر کربلا تراشیده بود، در داخل تانک خود کاملاً سوخت و کوچک‌ترین نشانه‌ای از او به خانواده‌اش نرسید. سروان ادیبان که یکی از قهرمانان بزرگ این نبرد بود، درحال برافراشتن پرچم ایران اسلامی دریکی از مناطق اشغالی به شهادت رسید و ده‌ها نفر دیگر هرکدام به نوعی حماسه آفریدند تا اینکه خلبان شیرودی درنبرد بازی‌دراز به شهادت رسید.

   حفظ منطقه سرپل ذهاب با توجه به توصیفاتی که شد، مستلزم حضور مردان بزرگی بود که جایگزین این قهرمانان بشوند. یکی از این بزرگمردان اصغرجباری بود. این عاشق پاکباخته آنچنان محو محبوب شده بود که حتی پیکرش هم به دست خانواده‌اش نرسید وحرف او به عمویش عملی شد. او به عموی خود گفته بود: «میروم و برنمی‌گردم». او همان گونه که خودش می­خواست شد. این مرد بزرگ مدت‌ها درآن منطقه حماسه آفرید و به دفاع از خون شهدای بزرگ این دیار مشغول شد. وقتی پادگان سرپل‌ذهاب به شدیدترین نحو بمباران شد وصدها نفر ازنیروهای ما به شهادت رسیدند، معلوم نشد او دراین مکان حضور داشته یا درتنگه‌های متعددی که نیروها به دفاع از آن می‌پرداختند درآنجا به نبرد مشغول بوده است. در هر صورتهرجا مفقود شد، روحش آزاد شد. قطعاً هرکس از روح بزرگ این شهید کمک بطلبد، او حضور خواهد یافت.

 





نوع مطلب :
برچسب ها : شهید اصغر جباری،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :