تبلیغات
شهدای دیزیچه - شهید اصغر زمانی
شهدای دیزیچه
پایگاه بسیج شهدای 1و2
سه شنبه 2 مهر 1392 :: نویسنده : خادمین شهدای دیزیچه

شهید  اصغر زمانی – 42

( من شهیدم)

نام: اصغر *** شهرت: زمانی *** نام پدر: مصطفی *** تاریختولد: 1340 ***محل تولد:-    *** ‌ تاریخ شهادت: 1/8/1361 *** محل شهادت: چم‌هندی *** : نام عملیات: محرم *** 

از دیده عاشقان نهان کی بودی؟                         فرزانه من، جدا زجان کی بودی؟

طوفان غمت ریشة هستی برکند                         یارا، تو بریده از روان کی بودی؟

امام خمینی (ره)

«الَّذِینَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللَّهِ ۚ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ»(توبه:20)،آنها که ایمان آوردند، و هجرت کردند، و با اموال و جانهایشان در راه خدا جهاد نمودند، مقامشان نزد خدا برتر است؛ و آنها پیروز و رستگارند!

دریكی ازروزهای پاییزی مهر 1340 در خانواده­ای مسلمان ومذهبی ونسبتاً ضعیف ومستضعف چشم به جهان گشود. او را اصغر نامیدند تا سرباز راستین امام حسین(ع) باشد. خانوادة اصغر با همة مشقّت و رنج و سختی كودك خود را به مدرسه فرستادند تا با آگاهی بیشتر به ایمانش افزوده شود و سرباز فداكاری برای اسلام باشد.

درجریان مبارزات وپیروزی عظیم انقلاب اسلامی ، وی كه دانش آموزی هجده ساله بود ، همیشه عازم مساجد بود و اکثر مواقع قرآن میخواند و به دیگران هم یاد می‌داد. او همیشه نماز خودرا به‌موقع وسروقت می‌خواند و در كارهای خانه و بیرون از خانه به پدر ومادرش كمك می‌كرد.

او فعالیت‌هایش را در ماه محرم و از زمان انقلاب اسلامی در بسیج شروع كرد. با بچه‌های بسیج به نگهبانی وفعالیت‌های دیگر ادامه می‌داد. از بزرگان فعال بسیج بود و اغلب اوقات، شام و ناهار بچه‌های بسیج را از منزل به پایگاه می‌برد و اوقات خود را وقف خدمت دربسیج به منظور تحكیم پایه‌های نظام جمهوری اسلامی ایران كرده بود ؛ به طوری كه به‌جز سركشی محدود از خانه، بقیه اوقات خود را در بسیج می‌گذراند.

وی درتظاهرات وراهپیمایی‌ها علیه رژیم طاغوت به‌طور فعال شركت می‌كرد ودر پخش اعلامیه‌های بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی ایران نقش بسزایی داشت. شرکت درنمازهای جمعه را از وظایف مهم خود می­دانست و هر جمعه در این فریضة عظیم شركت می‌كرد.

با آغاز جنگ تحمیلی، او هم مثل سایر جوانان عازم جبهه شد. مادرش تعریف می­کند:   . . .

شهید  اصغر زمانی – 42

( من شهیدم)

نام: اصغر *** شهرت: زمانی *** نام پدر: مصطفی *** تاریختولد: 1340 ***محل تولد:-    *** ‌ تاریخ شهادت: 1/8/1361 *** محل شهادت: چم‌هندی *** : نام عملیات: محرم *** 

از دیده عاشقان نهان کی بودی؟                         فرزانه من، جدا زجان کی بودی؟

طوفان غمت ریشة هستی برکند                         یارا، تو بریده از روان کی بودی؟

امام خمینی (ره)

«الَّذِینَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللَّهِ ۚ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ»(توبه:20)،آنها که ایمان آوردند، و هجرت کردند، و با اموال و جانهایشان در راه خدا جهاد نمودند، مقامشان نزد خدا برتر است؛ و آنها پیروز و رستگارند!

دریكی ازروزهای پاییزی مهر 1340 در خانواده­ای مسلمان ومذهبی ونسبتاً ضعیف ومستضعف چشم به جهان گشود. او را اصغر نامیدند تا سرباز راستین امام حسین(ع) باشد. خانوادة اصغر با همة مشقّت و رنج و سختی كودك خود را به مدرسه فرستادند تا با آگاهی بیشتر به ایمانش افزوده شود و سرباز فداكاری برای اسلام باشد.

درجریان مبارزات وپیروزی عظیم انقلاب اسلامی ، وی كه دانش آموزی هجده ساله بود ، همیشه عازم مساجد بود و اکثر مواقع قرآن میخواند و به دیگران هم یاد می‌داد. او همیشه نماز خودرا به‌موقع وسروقت می‌خواند و در كارهای خانه و بیرون از خانه به پدر ومادرش كمك می‌كرد.

او فعالیت‌هایش را در ماه محرم و از زمان انقلاب اسلامی در بسیج شروع كرد. با بچه‌های بسیج به نگهبانی وفعالیت‌های دیگر ادامه می‌داد. از بزرگان فعال بسیج بود و اغلب اوقات، شام و ناهار بچه‌های بسیج را از منزل به پایگاه می‌برد و اوقات خود را وقف خدمت دربسیج به منظور تحكیم پایه‌های نظام جمهوری اسلامی ایران كرده بود ؛ به طوری كه به‌جز سركشی محدود از خانه، بقیه اوقات خود را در بسیج می‌گذراند.

وی درتظاهرات وراهپیمایی‌ها علیه رژیم طاغوت به‌طور فعال شركت می‌كرد ودر پخش اعلامیه‌های بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی ایران نقش بسزایی داشت. شرکت درنمازهای جمعه را از وظایف مهم خود می­دانست و هر جمعه در این فریضة عظیم شركت می‌كرد.

با آغاز جنگ تحمیلی، او هم مثل سایر جوانان عازم جبهه شد. مادرش تعریف می­کند:

فردای شبی که در یک عملیات شرکت کرده بود، به خانه آمد. دیدم سرش را بسته است. نگران شدم و از او پرسیدم: چرا سرت را بسته‌ای؟

در جوابم با خنده گفت: مادر من حتماً شهید می­شوم. بیا و در این دم آخر حلالم کن! 

وقتی كلاه خود را برداشت، فهمیدم ترکش به سرش خورده است که خیلی ناراحت شدم.

شهید اصغر زمانی چندین بار ازطریق بسیج عازم جبهه شد و با دشمن جنگید. او درگردان­های رزمی به رزمنده‌های بسیجی مبارکه آموزش نظامی می­داد. او از طرف بسیج مباركه در جایگاه‌های پمپ بنزین وظیف نظارت بر نحوه زدن بنزین و کنترل کوپن‌ها رابه ‌عهده داشت. اولین بار که به جبهه رفت ، سه ماه طول کشید تا به مرخصی آمد. از جبهه برای خانواده‌اش نامه می‌فرستاد و می‌گفت :«مادر، من پشت كوه­های سر به فلک کشیده و درخت‌های بلند‌ هستم».

او بعد از سه ماه که به مرخصی آمد، دوباره به بسیج رفت و از طریق بسیج  سپاه مباركه عازم جبهه شد. او و سایر رزمندگان در شب عاشورا عملیات داشته­اند که همان شب غسل می­کنند و برای جنگ با مزدوران بعثیبه خط مقدم می­روند. وی در این عملیات فرمانده بوده است. او همچنان به جبهه می­رفته تا اینكه در اولین مرحله عملیات محرم، براثر انفجار مین، دعوت حق را لبیك می­گوید و به آرزویش که شهادت بوده، می­رسد. همسنگر او بعد از شهادتش گفته بود:« من چه طور می­توانم شهادت اصغر را به مادرش بگویم؟»

اما همسنگر او هم فرصت نمی‌کند این خبر را به مادرش برساند ؛ چون خودش هم فردای آن روز شهید می­شود. 

 

 

وصیت­نامه شهید اصغر زمانی

«وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا ۚ بَلْ أَحْیَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ»(آل عمران:169)،[ای پیامبر!] هرگز گمان مبر کسانی که در راه خدا کشته‌ شدند، مردگانند! بلکه آنان زنده‌اند، و نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند.

اكنون كه با ایمان راسخ به الله(جل جلاله) ومحمد رسول الله(ص) وائمة اطهار(علیهما السلام) ، در حال رفتن به جبهه هستم، وصیت‌نامه­ خود را چنین آغاز میكنم. پس ازحمد وثنای خدای تبارك وتعالی وشكر نعمت‌های بی­انتهایش  كه ما را فرا گرفته و از شكر آن عاجز می‌باشیم، سلام و درود من بر امام زمان (عج) و نائب برحقش امام امت، خمینی بزرگ كه ما را از یوق استعمار و استثمار قدرت‌های غرب نجات داد. ما این آزادی را مرهون او می‌دانیم و این یكی ازنعمت‌های الهی است كه بر ما ارزانی شده است. خون شهید این پیام را می‌دهد كه چه آنان كه در سنگر مدرسه و چه آنان كه در سنگرهای كارخانجات وغیره هستند،  تا می‌توانند تلاش وكوشش كنند و هیچگاه سستی وتنبلی به خود راه ندهند تا بتوانیم ایرانی خودكفا داشته باشیم. برای داشتن ایرانی خودكفا و بی‌نیاز از بیگانگان باید در تولیدات صنعتی کوشا باشیم. من از تمام دوستان وخویشان وكسانی كه با آنها در یك محیط بوده‌ام، می خواهم که اگر از من بدی یا خدای نكرده عمل ناشایسته‌ای دیده‌اند، ببخشند و حلال كنند.

 





نوع مطلب :
برچسب ها : شهید اصغر زمانی،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :