تبلیغات
شهدای دیزیچه - شهید رضا سلیمانی
شهدای دیزیچه
پایگاه بسیج شهدای 1و2
سه شنبه 2 مهر 1392 :: نویسنده : خادمین شهدای دیزیچه

شهید رضا سلیمانی 46

(سجاده نشین عشق)

نام: رضا *** شهرت: سلیمانی ***نام پدر: غلامعلی ***تاریخ تولد: 1345 *** محل تولد: دیزیچه *** تاریخ شهادت: 1362 *** محل شهادت: جزیره مجنون *** نام عملیات: خیبر *** محل دفن: گلستان شهدای دیزیچه ***

 

بویلالهمی‌آیداز ردای گلگونت              آیت سرافرازی است، قطره قطرة خونت

بعد ازآن همه ایثار وجنگ وآتش وپیكار            سوی كربلا بردند،موج‌هایكارونت

ای شهید،  ای عاشق،درطلوع آزادی                 این بهارخواهد بود، تا همیشه مدیونت

گرچه تا خدا رفتی ساده و رها رفتی                 بوی لالهمی‌آید از ردای گلگونت

سعید خلیل‌نژاد

   طلبه شهید رضا سلیمانی درسال 1345 درشهردیزیچه دیده به جهان گشود. او در دامن مادری مؤمن ودر زیرسایة پدری متعهد بزرگ شد. عشق و علاقة اوبه مبانی دین اسلام، چنان درقلبش ریشه كرده بود كه از همان ایام نوجوانی تصمیم گرفت به حوزه علمیه برود و خوشه‌چین خِرمنِ علمای حوزه گردد؛ بنابرایندروس مقدماتی حوزه را درمدرسة علمیة شهید محمد منتظری در سُهرفیروزان آغازكرد و سپس برای ادامه تحصیل رهسپارشهرمقدس قم شد.

او درسال 1362 با عزیمت به جبهه، فداكاری و از جان گذشتگی خود در راه اسلام ومیهن اسلامی را به اثبات رساند و سرانجام با فداكردن جان خویش آن هم درمحراب عبادت، به شهدای راستین راه حق وحقیقت پیوست. آنچه از محتوای كلام والدین این شهید بزرگوار شنیده می‌شود، این است كه او از همان كودكی قلبی چون آینه داشت و با خداوند لایزال پیوندی عمیق وناگُسَستنی بسته بود. . .

شهید رضا سلیمانی 46

(سجاده نشین عشق)

نام: رضا *** شهرت: سلیمانی ***نام پدر: غلامعلی ***تاریخ تولد: 1345 *** محل تولد: دیزیچه *** تاریخ شهادت: 1362 *** محل شهادت: جزیره مجنون *** نام عملیات: خیبر *** محل دفن: گلستان شهدای دیزیچه ***

 

بویلالهمی‌آیداز ردای گلگونت              آیت سرافرازی است، قطره قطرة خونت

بعد ازآن همه ایثار وجنگ وآتش وپیكار            سوی كربلا بردند،موج‌هایكارونت

ای شهید،  ای عاشق،درطلوع آزادی                 این بهارخواهد بود، تا همیشه مدیونت

گرچه تا خدا رفتی ساده و رها رفتی                 بوی لالهمی‌آید از ردای گلگونت

سعید خلیل‌نژاد

   طلبه شهید رضا سلیمانی درسال 1345 درشهردیزیچه دیده به جهان گشود. او در دامن مادری مؤمن ودر زیرسایة پدری متعهد بزرگ شد. عشق و علاقة اوبه مبانی دین اسلام، چنان درقلبش ریشه كرده بود كه از همان ایام نوجوانی تصمیم گرفت به حوزه علمیه برود و خوشه‌چین خِرمنِ علمای حوزه گردد؛ بنابرایندروس مقدماتی حوزه را درمدرسة علمیة شهید محمد منتظری در سُهرفیروزان آغازكرد و سپس برای ادامه تحصیل رهسپارشهرمقدس قم شد.

او درسال 1362 با عزیمت به جبهه، فداكاری و از جان گذشتگی خود در راه اسلام ومیهن اسلامی را به اثبات رساند و سرانجام با فداكردن جان خویش آن هم درمحراب عبادت، به شهدای راستین راه حق وحقیقت پیوست. آنچه از محتوای كلام والدین این شهید بزرگوار شنیده می‌شود، این است كه او از همان كودكی قلبی چون آینه داشت و با خداوند لایزال پیوندی عمیق وناگُسَستنی بسته بود.

والدین او قبل ازتولد فرزند، از خداوند متعال خواسته بودند به آنها فرزندی مؤمن وخداجو عطا نماید. خداوند هم دعای آنها را مستجاب كرد و رضا را به آنها هدیه نمود. براستی خداوند چه هدیه ارزنده­ای به آنها داد كه زندگی‌اش سراسر معنویت بود.

   رضا ازهمان كودكی همه را به تقوای الهی و راه راست دعوت می‌كرد. لب به نصیحت همگان می‌گشود و  به دور از ریا و خودنمایی در دل شب‌ها رو به درگاه الهی می‌نمود وسجاده نیاز را درخلوت می‌گشود؛ به طوری كه حتی والدین‌اش از شب‌زنده‌داری‌های او بویی نمی­بردند؛ ولی گاهی بدون اینكه او متوجه شود، شاهد عبادات خالصانه او بودند. همرزمان او بر صفات نیكوی شهید شهادت می‌دهند؛ به طوری كه هریك ازآنها خاطرات پرشماری ازصفای باطن این شهید نقل می‌كنند.

رضا دلباخته حضور درجبهه‌های حق علیه باطن بود. او یكی ازمدافعان راستین انقلاب و میهن اسلامی و رهبركبیرانقلاب بود و وجودش سرشار ازجوش وخروش بود. مهربانی، در دلش ریشه عمیق داشت. او با قرآن پیوندی دیرینه داشت و همیشه قرآن كوچكی درجیب می‌گذاشت و درگوشه سنگر، دلش را با كلام حق صیقل می‌داد. رضا  آنچه را می‌‌خواست،یافت؛ شهادت درراه خدا؛ آن هم هنگام عبادتِ خداوند لایزال.

 

متن وصیت نامه شهید رضا سلیمانی

بسم رب الشهدا والصالحین

«وَلاَتَحْسَبَنَّالَّذِینَقُتِلُواْفِیسَبِیلِاللّهِأَمْوَاتًابَلْأَحْیَاءعِندَرَبِّهِمْیُرْزَقُونَ» (آل عمران:169):هرگزگمانمبركسانىكهدر راهخداكشتهشدند،مردگانند! بلكهآنانزنده‏اند،ونزدپروردگارشانروزىدادهمى‏شوند.

اكنون كه عاشقان كربلای حسینی می‌روند تا آخرین ضربه‌های مهلك خود را به پیكر پوسیده صدام وصدامیان وارد آورند، برماست كه ازهرگونه یاری و حمایت خویش دریغ نكنیم و به این عزیزان كمك ویاری كنیم؛ زیرا اگر بی‌توجه باشیم، در روز قیامت پیش آخرین فرستاده خدا نبی اكرم(ص) وسالارشهیدان حسین‌ابن‌علی(ع)و دخت گرامی‌اش فاطمه زهرا (س) مسئول و روسیاه خواهیم بود. در روایتی از امام حسین(ع) آمده است:«لادارالموت الا سعاده و...»؛ یعنی من مرگ باسعادت را بهتراز زندگی با ذلت می‌دانم وبرایم شیرین‌تراست.

وصیت من نسبت به ملت غیور وسلحشور این است كه مبادا امام عزیزمان پیرجماران، این مرد تاریخ و بنیانگذارجمهوری اسلامی، خمینی كبیررا تنها بگذارید و از او سرپیچی كنید كه مسئول هستید. مبادا رهرو راه شهیدان نباشید و رزمندگان عرصه‌های توحید را یاری نكنید كه پیش خداوند مسئول هستید.

 پدر ومادرجان! امیدوارم كه مرا حلال كنید وببخشید اگر فرزند خوبی برایتان نبودم. چه بسیار زحمات زیادی برای من كشیدید تا مرا بزرگ كردید ومن نتوانستم جبران كنم.

امیدوارم كه روز قیامت درصحرای محشر روسفید باشید وخداوند اجروجزای خیر به شما عطا بفرماید.





نوع مطلب :
برچسب ها : شهید رضا سلیمانی،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :