تبلیغات
شهدای دیزیچه - شهید سیدعلی سجادی
شهدای دیزیچه
پایگاه بسیج شهدای 1و2
سه شنبه 2 مهر 1392 :: نویسنده : خادمین شهدای دیزیچه

شهید سیدعلی سجادی 47

(پیرو راستین)

 نام: سیدعلی *** شهرت: سجادی *** نام پدر: سیدجلیل***تاریخ تولد: 1338 *** محل تولد: دیزیچه ***  تاریخ شهادت:2/5/1360*** محل شهادت: دارخوین *** محل دفن: گلزار شهدای دیزیچه ***

درحیات تن سفر کردن زتن می­خواستم                یک سراسر سیر عالم بی‌بدن می­خواستم

پرگشودن در قفس نتوان به کام خویش کرد           نیست عالم جای پروازی که من می­خواستم

از هوس­ها بت‌پرست خود‌پرستیگشته­ام                 عشق را درخانه دل، بت‌شکن می­خواستم

داشت روح امید آسایش ز ملک تن نجیب              ساده‌لوحی بین که درغربت وطن می­خواستم

 

وقتی ادعا می­کنی شیعه علی‌بن‌ابی­طالب(ع)هستی، باید در اعمال و کردارت هم آن را نمایان کنی؛ باید راه علی (ع)را پیش بگیری وتا آنجا که می­توانی ثُباتِ قدم و عمل داشته باشی. به طور یقین کسی که اندیشه علی (ع) را در ذهن دارد، مورد حمایت علی (ع)هم قرار خواهد گرفت و علی (ع) و خدای علی (ع)هم او را کمک خواهند کرد:« وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ»(عنکبوت:69):وآنهاكهدرراهما[باخلوصنیّت]جهادكنند،قطعاًبهراه‏هاىخود،هدایتشانخواهیمكرد،وخداوندبانیكوكاراناست.

شهید سیدعلی سجادی 47

(پیرو راستین)

 نام: سیدعلی *** شهرت: سجادی *** نام پدر: سیدجلیل***تاریخ تولد: 1338 *** محل تولد: دیزیچه ***  تاریخ شهادت:2/5/1360*** محل شهادت: دارخوین *** محل دفن: گلزار شهدای دیزیچه ***

درحیات تن سفر کردن زتن می­خواستم                یک سراسر سیر عالم بی‌بدن می­خواستم

پرگشودن در قفس نتوان به کام خویش کرد           نیست عالم جای پروازی که من می­خواستم

از هوس­ها بت‌پرست خود‌پرستیگشته­ام                 عشق را درخانه دل، بت‌شکن می­خواستم

داشت روح امید آسایش ز ملک تن نجیب              ساده‌لوحی بین که درغربت وطن می­خواستم

 

وقتی ادعا می­کنی شیعه علی‌بن‌ابی­طالب(ع)هستی، باید در اعمال و کردارت هم آن را نمایان کنی؛ باید راه علی (ع)را پیش بگیری وتا آنجا که می­توانی ثُباتِ قدم و عمل داشته باشی. به طور یقین کسی که اندیشه علی (ع) را در ذهن دارد، مورد حمایت علی (ع)هم قرار خواهد گرفت و علی (ع) و خدای علی (ع)هم او را کمک خواهند کرد:« وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ»(عنکبوت:69):وآنهاكهدرراهما[باخلوصنیّت]جهادكنند،قطعاًبهراه‏هاىخود،هدایتشانخواهیمكرد،وخداوندبانیكوكاراناست.

یکی از ابعاد فکری مولا علی(ع)، داشتن جسم قوی است؛ چراکه خود علی (ع)نیز مظهر پهلوانی بود وحماسة بازکردن در خیبر، در اذهان همگان بیشتر به یک افسانه شبیه است.

سیدعلی که خود را پیرو مولا علی (ع)می­دانست، با تمام وجود شیفته راه علی (ع) بود. اگر علی (ع) با کاشتن درخت و کندن چاه حتی برای یهودیان نان حلال به‌دست می‌آورد، سیدعلی هم گاهی با کشاورزی و گاهی با فعالیت صنعتی به دنبال کسب روزی حلال بود. او برای درک مفاهیم ومسائل روز به کسب علم ودانشنیاز داشت؛ به همین علت از یازده سالگی درمدرسه شبانه ثبت‌نام کرد ودانش روز را با اندوخته­های طلبگی که به همت پدر روحانی­اش به دست آورده بود، تلفیق نمود. سیدعلی به این شعرِ معروف فردوسی«زنیرو بود مرد را راستی/ زسستی کژی آید وکاستی» اعتقاد کامل داشت. بر همان اعتقاد هم بود که باروی‌آوردن به ورزش، تلاش می­کرد جسم خود را در کنار روانش تنومند کند و صیقل دهد، لذا در رشته­های مختلف ورزشی از جمله هندبال، فعالیت گسترده­ای داشت و حتی در این رشته تا مرز قهرمانی پیش رفت وچند مدال و حکم قهرمانی نصیبش شد.

   دوران انقلاب، دوران ورود به عرصة سیاسی و مذهبی سیدعلی بود. او با تکیه برقول خداوند متعال در قرآن کریم که فرموده است:« وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ»(القصص:5): مامى‏خواهیمبرمستضعفانزمینمنّتنهیموآنانراپیشوایانووارثانروىزمینقراردهیم!، می­دانست که با اذن خدا دوره حکومت مستضعفان به رهبری امام خمینی(ره) درحال شکل‌گیری است، بنابراین نامش را در فهرست طرفداران انقلاب ثبت کرد و با چاپ و پخش و نصب تصویر و اعلامیه­های امام روی دیوارها و بین مردم، بیعت خود را با امام عملی نمود. اوخود را باتمام وجود وقف اهداف انقلاب نمود وتا پیروزی انقلاب در کنار رهبر وپیشوای خویش بود.

   اماپیروزی انقلاب پایان کار سیدعلی نبود، چراکه استکبار درگوشه‌گوشة این کشور دست به توطئه می­زد و با ایجاد بحران و ناامنی سعی درخدشه‌دارنمودن انقلاب داشت. این بحران­ها از شرق تا غرب کشور را در خود گرفته بود وحتی به شمال و مرکز ایران که شهر گنبد و اطراف اصفهان را شامل می­شدند نیز سرایت کرده بود. وظیفه سیدعلی وهمفکرانش دفاع از آرمان‌های انقلاب بود که با خون شهدای بسیاری به دست آمده بود. سیدعلی در آن زمان، سخت‌ترین نقطه مملکت، یعنی کردستان را انتخاب کرد و به آن منطقه اعزام شد. درآن ایام غرب کشور جولانگاه احزاب و گروهك­های سیاسی پرشماری بود که همه در یک هدف که سقوط جمهوری اسلامی بود، مشترک بودند. او درکردستان با افراد احزاب کومُلِه و دموکرات و چریک­های فدایی اقلیت و اکثریت روبرو بود و شبانه‌روز بدون اندک هراسی با آنها مقابله می­کرد و می­جنگید تا امنیت را به منطقه و مردم ستمدیده کردستان بازگرداند.

سیدعلی رهرو علی (ع) بود. مولاعلی (ع) شب­ها نان یتیمان را به دوش می‌کشید و به منزل آنها می‌برد. سیدعلی هم با اقتدا به مقتدای خود به صورت آشکار و نهان برای تأمین نیازمندی­های مردم فقیر تلاش می­کرد و آنچنان زبانزد شده بود که کمک­های اوحیرت دوستان ونزدیکان را برانگیخته بود. او بدون آنکه احساس خستگی کند، با نظم و برنامه‌ریزی دقیق به همه امور می‌پرداخت.

   سیدعلی همان­گونه که در ورزش فعالیت می­کرد، از دعاها و ذکرشبانه هم غافل نمی­شد. او در کنارکمک و رسیدگی به بچه‌های یتیم، از صلة رحم هم غافل نبود وتمام این کارها را به‌طور مرتب انجام می­داد. با آغاز تجاوز دشمن به کشور اسلامی ایران، سیدعلی احساسکرد وظیفه و تعهد مهم‌تری در مقابل رویش قراردارد. او این بارلازم دانست با  حضور درجبهه جنگ، دِین خود را به کشورش ادا نماید؛ به همین علت بی‌درنگ خود را به سپاه پاسداران منطقه معرفی نمود. درمیدان نبرد، همان­گونه که علی (ع)،قهرمانان نامی عرب را بر زمین می‌انداخت، او هم دشمنان دین ومیهنش را به خاک وخون می­کشید. او همیشه فکر و ذکرش علی (ع) بود ومی­خواست علی‌گونه زندگی کند و علی‌گونه از دنیا برود.  او هم مانندِ مقتدای خود حضرت علی‌بن‌ابی­طالب(ع) در نوزدهم رمضان از ناحیه سر مورد اصابت ترکش قرارگرفت و بازهم مثل مولایش علی (ع) در21 رمضان که مصادف با 2/5/1360 شده بود، به شهادت رسید و به مهمانی خدا رفت.

   پیکر پاک این شهید والامقام به زادگاهش منتقل و درگلزارشهدای این شهر به خاک سپرده شد.

   وقتی پدرشهید سیدعلی که خود از روحانیان مبارز و برجسته بود، جوایز ومدال‌های این شهید را به محضر امام می­بَرَند و به ایشان تقدیم می­کنند، امام به مسئولان می­فرمایند: این جوایز در موزه نگهداری شود تا مورد استفاده همه نسل‌های بعدی باشد.

وصیت­نامه شهید سیدعلی سجادی

   اینجانب وصیت می­نمایم هرچه از آن من است، به فقرا بدهید وچیزهایی که از بیت‌المال پیش من است،به بیت‌المال برگردانید. مبلغی در صندوق مسجد دارم، بگیرید وانفاق كنید. به پدرومادرم وصیت می‌كنم كه برایم عزا نگیرید وهزینه این ملت محروم را برای من خرج نكنید. درعوض سعی كنید یاور مستضعفین باشید.

اما شما دوستان من! رضایت ندارم اگر راه خودتان را خط امام قرار ندهید و اسم من را به زبان جاری كنید. ازامام پیروی كنید تا رستگار شوید. همیشه دعاكنید تا موفق باشید. همان طوركه خداوند فرموده: مرا بخوانید تا شما را اجابت كنم؛ بنابراین دعا كنید كه خدا مرا ازشهدا قرار بدهد وخدا رابسیار یاد كنید:«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِذَا لَقِیتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُواْ وَاذْكُرُواْ اللّهَ كَثِیرًا لَّعَلَّكُمْ تُفْلَحُونَ»(انفال:45):«اىكسانىكهایمانآورده‏اید! هنگامىكه[درمیداننبرد]باگروهىروبه‌رومى‏شوید،ثابتقدمباشید! وخدارافراوانیادكنیدتارستگارشوید». باشد كه رستگار شوید. شما خبرندارید كه این دعاها چه اثری دارد. سعی كنید تمام وابستگی‌های دنیایی را قطع كنید وبه ندای درون خود گوش فرادهید تا نتیجه مطلوب را بگیرید. من كه این راه را انتخاب كردم، می‌دانستم احتمال به‌یقین شهید می‌شوم؛ ولی این را هم می‌دانم بامرگ، من ازقفس تن آزاد خواهم شد. برادران! من آمدم تا درجبهه جنگ علیه كفار بجنگم وشما هم درون شهرعلیه مزدوران ومنافقان. به خدا كه جنگِ شما ارزشمندتر است.به نظرمن شما با دشمن نامشخص می‌جنگید و ما بادشمن مشخص. پس همیشه می­گویم:« والله ان قطعتموا یمینی انی احامی ابداً عن دینی»: اگر دستم را قطع كنند،دست از دینم برنخواهم داشت. در پایان بگویم كه من افكار واحساسات خود را نمی‌توانم بر روی كاغذ بیاورم؛ یعنی جرئت و یارای بازگویی آن نیست وقلم را یارای نوشتن دراین باره نیست. هرچه هست، ازعظمت اسلام است.

 





نوع مطلب :
برچسب ها : شهید سیدعلی سجادی،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :