تبلیغات
شهدای دیزیچه - جانباز شهید علیمراد اسماعیلی
شهدای دیزیچه
پایگاه بسیج شهدای 1و2

جانباز شهید علیمراد اسماعیلی - 10

(پرنیان سرفه)

نام: علیمراد *** شهرت: اسماعیلی *** نام پدر: قربانعلی *** تاریخ تولد: 6/9/1325 *** محل تولد: دیزیچه *** تاریخ شهادت: 15/9/82 *** محل دفن: گلزار شهدای دیزیچه ***نام عملیات: والفجر 8***

سلام! خسته نباشیددوستان...سرفه            همیشه سفره‌تان غرق آب و نان... سرفه

حریر خواب شما، سرفه...  گرم و ترسینه               لباس روح شما بی سرفه پرنیان،...سرفه

وسرفه سرفة ممتد سیاه و دردآلود             گرفته است از او این زمان،امانسرفه

مصطفی میرعبداله

درود بر مصطفی میرعبداله که چقدر زیبا لحظه‌های زندگی جان‌فرسای یک مجروح شیمیایی را به صورت شعر به زبان و قلم گرفته و آن را سرورده است.

شهید علیمراد اسماعیلی درسال 1325 در شهردیزیچه متولد شد.  سه سال از عمر نازنینش می‌گذشت كه پدرش به دیار باقی شتافت و او را برای همیشه تنها گذاشت. یتیمی خود به تنهایی رنج طاقت‌فرسایی است چه رسد به اینکه انسان از خانواده مستضعفی هم باشد. شهید علیمراد اسماعیلی نیز به علت همان یتیمی و استضعاف،  از همان اوان كودكی با كار وتلاش دست وپنجه نرم می­كرد. او به کارهای كشاورزی و باغداری روی می­آورد تا زندگی خود را تأمین کند و سربار دیگران نباشد. زمان گذشت و به سنی رسید که باید ازدواج می­کرد و تشکیل خانواده می­داد؛ لذا درسال 1351 همسر اختیار كرد كه حاصل ازدواج او، دو پسر و سه دختر بود. او در ادامه فعالیت‌هایش دركارخانه سیمان سپاهان اصفهان استخدام شد. . . .

جانباز شهید علیمراد اسماعیلی - 10

(پرنیان سرفه)

نام: علیمراد *** شهرت: اسماعیلی *** نام پدر: قربانعلی *** تاریخ تولد: 6/9/1325 *** محل تولد: دیزیچه *** تاریخ شهادت: 15/9/82 *** محل دفن: گلزار شهدای دیزیچه ***نام عملیات: والفجر 8***

سلام! خسته نباشیددوستان...سرفه            همیشه سفره‌تان غرق آب و نان... سرفه

حریر خواب شما، سرفه...  گرم و ترسینه               لباس روح شما بی سرفه پرنیان،...سرفه

وسرفه سرفة ممتد سیاه و دردآلود             گرفته است از او این زمان،امانسرفه

مصطفی میرعبداله

درود بر مصطفی میرعبداله که چقدر زیبا لحظه‌های زندگی جان‌فرسای یک مجروح شیمیایی را به صورت شعر به زبان و قلم گرفته و آن را سرورده است.

شهید علیمراد اسماعیلی درسال 1325 در شهردیزیچه متولد شد.  سه سال از عمر نازنینش می‌گذشت كه پدرش به دیار باقی شتافت و او را برای همیشه تنها گذاشت. یتیمی خود به تنهایی رنج طاقت‌فرسایی است چه رسد به اینکه انسان از خانواده مستضعفی هم باشد. شهید علیمراد اسماعیلی نیز به علت همان یتیمی و استضعاف،  از همان اوان كودكی با كار وتلاش دست وپنجه نرم می­كرد. او به کارهای كشاورزی و باغداری روی می­آورد تا زندگی خود را تأمین کند و سربار دیگران نباشد. زمان گذشت و به سنی رسید که باید ازدواج می­کرد و تشکیل خانواده می­داد؛ لذا درسال 1351 همسر اختیار كرد كه حاصل ازدواج او، دو پسر و سه دختر بود. او در ادامه فعالیت‌هایش دركارخانه سیمان سپاهان اصفهان استخدام شد.

اسماعیلی از همان ایام نوجوانی فردی مذهبی و دلباخته اهل البیت(ع)بود.

او درسال 1357 در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی ایران با شنیدن پیام رهبر كبیرانقلاب حضرت امام خمینی(ره)- که قصد ورود به ایران را داشت - یك هفته قبل از ورود امام به ایران، به تهران رفت تا در مراسم استقبال از ایشان شركت كند. او پس از زیارت حضرت امام به اصفهان بازگشت وبا عزمی راسخ، در انجمن‌های اسلامی و مساجد شروع به فعالیت كرد.

   استكبار جهانی تاب تحمل انقلاب نوپای ایران را نداشت؛ به همین علت هم درسال 1359 ، توسط صدام - مزدورِ خودش - تجاوز به مرزها و خاک میهن اسلامی ایران را شروع کرد. شهید اسماعیلی در پاسخ به ندای امام، لباس رزم برتن كرد و به جبهه‌های نورعلیه ظلمت شتافت.  او مجاهدت‌های زیادی در جبهه انجام داد و بارها تا پای جان جنگید و از مملکت و آرمان‌هایش دفاع کرد تا سرانجام، در سال 1364 در عملیات والفجر 8 که در منطقه شهر بندری فاو انجام گرفت، براثر بمباران و انفجار بمب‌های شیمیایی، از ناحیه ریه و چشم و پوست و اعصاب مصدوم شیمیایی شد. اسماعیلی از آن تاریخ به بعد به خیل عظیم جانبازان جنگ تحمیلی پیوست. او تمام رنج ودردهایی را كه از آثار مخرب وجانفرسای شیمیایی در بند بند وجودش جایگزین شده بود، با صبر و شكیبایی بی­نظیری تحمل می­كرد و دم نمی­زد. او راضی به رضا حق بود و تنها تسلی دل مجروحش، عشق به اهل البیت(ع) وخدای لایزال بود؛ حتی برای التیام روحی به زیارت خانه خدا و به دیدار ائمه بقیع و همچنین زیارت بارگاه ملكوتی سرور آزادگان جهان حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) هم رفت و شفایش را از آنها طلب کرد.

   شهید اسماعیلی هجده سال با درد و رنج آثار به‌جامانده شیمیایی در اندامش دست وپنجه نرم كرد تا اینكه سرانجام در 15/9/82 روح ملكوتی وآسمانی‌اش به كاروان سفركرده شهدای جنگ تحمیلی پیوست.

 

 

 

 

وصیت‌نامه شهید حاج علیمراد اسماعیلی

السلام علیك یا اباالفضل العباس(ع)

عباس، جانباز رشیدی كه با فداكاری‌های خود انقلاب فرهنگی بزرگی ایجاد كرد و باعث شد جانبازی درجامعه ارزش پیدا کند  و جانباز، قهرمان به شمار آید. درجامعه اسلامی روزگار رسول اکرم (ص)‌، جانباز كسی نبود كه عضوی از اعضای بدنش را از دست داده باشد‌؛‌ بلكه او را كسی می‌دانستند كه توانسته بود مدال قهرمانی و ایثار و خلوص را از آن خود نماید. با چنین نگرشی جانباز درنظرمسلمانان كسی نیست كه نیازمند كمك و احسان دیگران باشد تا كسی بخواهد به حالش افسوس بخورد؛ بلكه جانباز انسانی است كه قله‌های رفیع عشق و ایثار را فتح كرده و دیگران به خلوص و ایثارش غبطه می‌خورند. براثر تعالیم اسلام و گفتار و رفتار پیشوایان معصوم درباره جانباز و جانبازی، ‌چنان روحیه‌ای برجانبازان روزگارصدراسلام حاكم گردیده بود كه نه تنها جانبازی را از دست‌دادن چیزی به حساب نمی‌آوردند، بلكه آن را به‌دست‌آوردن كمال به شمار می‌آورند.

   این بنده حقیرهم درطی هجده سال جانبازی به لطف خدا به كمال رسیده‌ام وبه آن افتخارمی‌كنم و اگرخدا بخواهد و فرمان دهد، بی‌درنگ فرمان او را لبیك می‌گویم وبه سعادت می‌رسم؛ چرا‌كه شهادت در راه خدا سعادت است.«اَلا بذكرالله تطمئنُّ القلوب». آگاه باشید كه با یاد خداوند دل‌ها آرام می‌گیرد. هیچ وقت از یاد خدا غافل نشوید ودر همه حالات خدا را یاد كنید. تقوای الهی پیشه كنید كه خداوند آن كس را عزیزتر می‌داند كه با تقواتر باشد. من با شناخت كامل ورضایت قلبی پا در این راه، یعنی رسیدن به هدف مقدس اسلام راه پیامبران، راه مبارزه با كافران بعثی، راه نجات مستضعفین جهان ازچنگال جنایتكاران نهادم و به فرمان امام امت، این یاری‌كننده مكتب سرخ تشیع علوی، به جبهه جنگ حق علیه باطل اعزام شدم تا بلكه  بتوانم از امانتی كه ازپیامبران به دست ماسپرده شده و از خون‌هایی همچون خون علی (ع) و خون سرخ حسین(ع) و یارانش وخون شهدای اسلام وانقلاب که نثارآن شده، نگهداری كنم و با قطره قطره خون ناقابلم، از دین مقدس اسلام پاسداری كنم، وفقط وفقط برای رضای خدا وهمواركردن راه خدا برای انسان‌ها و پیروزی اسلام درسراسردنیا و نبردكردن با كفرجهانی به سركردگی امریكا واسرائیل وبه‌ثمررساندن جمهوری اسلامی به رهبری امام امت كه همچون جان شیرین و پدری بزرگواردوستش دارم، ونابودی كامل كفروپیروزی كامل دین خدا كه همان اسلام است، این كارخداپسندانه را انجام دادم. كسی می‌تواند بعد از مرگم اسم مرا ببرد و یادی ازمن كند كه فقط وفقط راه خدا را قبول داشته باشد.

رسول خدا(ص)می‌فرمایند: «درروز قیامت، چیزی برتر از نیكویی اخلاق درترازوی عمل انسان نمی‌نهند».

ای امت مسلمان و ای خانواده‌های شهدا! اخلاق نیكو برترین عمل است. همیشه با توكل به خداوند صبر را پیشه خود كنید و نگذارید ناملایمات روزگار شما را ازپای درآورد. با حُسن اخلاق، كارها همیشه درست می‌شود. پس سعی كنید پشت و پناه مردم فقیرباشید و بدانید كه سرانجام یوسف زهرا خواهد آمد و داد شما را از این كافران خواهد گرفت. دیگر اینكه شما را به خدا قدر رهبرآگاه وامید مستضعفان جهان را بدانید و او را تنها نگذارید و گوش به فرمان او باشید. ازدعا در حق جانبازان غافل نشوید؛ چرا كه اینها یادگاران شهدا هستند.

   همیشه پاسداراسلام وخون شهیدان راه اسلام باشید و با ایثار و فداكاری و نثار خون خود، این درخت تنومند اسلام را آبیاری كنید.

پدران ومادران گرامی! فرزندان خود را جهت شركت درمجالس مذهبی و بسیج مستضعفین تشویق نمایید وآنها را به مساجد بفرستید تا آموزش‌ها و فنون نظامی را بیاموزند وبرای مقابله با كفرجهانی شرق وغرب تا آزادی قدس عزیزآماده شوند.





نوع مطلب :
برچسب ها : جانباز شهید علیمراد اسماعیلی،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :