تبلیغات
شهدای دیزیچه - شهید غلامعلی رحمانی
شهدای دیزیچه
پایگاه بسیج شهدای 1و2

شهید غلامعلی رحمانی – 40

(آخرین نماز)

نام: غلامعلی *** شهرت: رحمانی *** نام پدر: علیمراد *** تاریخ تولد:1340 ***محل تولد: دیزیچه *** تاریخ شهادت: 7/4/1363 *** محل شهادت: جنوب (جفیر) *** محل دفن: گلزار شهدای دیزیچه ***

 

ای عشق ببار بر سرم رحمت خویش                  ای عقل مرا رها کن از زحمت خویش

از عقل بریدم و به او پیوستم                 شاید کشدم به لطف در خلوت خویش

امام خمینی(ره)

شهید غلامعلی رحمانی به‌آسانی می­توانست از خدمت مقدس سربازی معاف شود؛ زیرا زمانی كه فقط سیزده سال داشت . . . 

شهید غلامعلی رحمانی – 40

(آخرین نماز)

نام: غلامعلی *** شهرت: رحمانی *** نام پدر: علیمراد *** تاریخ تولد:1340 ***محل تولد: دیزیچه *** تاریخ شهادت: 7/4/1363 *** محل شهادت: جنوب (جفیر) *** محل دفن: گلزار شهدای دیزیچه ***

 

ای عشق ببار بر سرم رحمت خویش                  ای عقل مرا رها کن از زحمت خویش

از عقل بریدم و به او پیوستم                 شاید کشدم به لطف در خلوت خویش

امام خمینی(ره)

شهید غلامعلی رحمانی به‌آسانی می­توانست از خدمت مقدس سربازی معاف شود؛ زیرا زمانی كه فقط سیزده سال داشت، پدرش به دیار باقی شتافت، بنابراین او از همان نوجوانی مسئولیت سرپرستی مادر وتنها خواهرش را بر عهده گرفت. او با تمام نوجوانی درمقابل مشكلات مقاوم و استوار ایستاد و خم به ابروی خود نیاورد. زمان ناملایمات به‌سختی می‌گذشت و غلامعلی بزرگ و بزرگ‌تر می‌شد تا اینکه جوانی برومند شد و زمان سربازی‌اش فرارسید. او با آنكه می‌توانست كفیل مادر و خواهرش شود، این كار را نكرد. دوست داشت مانند بقیه جوانان ایرانی با دشمن متجاوز مقابله و آنها را از سرزمین ایران اسلامی بیرون كند؛ لذا بعد از معرفی خود، به خدمت مقدس سربازی اعزام شد وپس از گذراندن دوره آموزش نظامی، بلافاصله به جبهه اعزام شد.  غلامعلی با دیدن فضای جبهه حال و هوایی دیگر پیداکرد. مادر و خواهرش نقل می‌كنند:« وقتی به مرخصی می‌آمد، در نیمه‌های شب صدای گریه وناله او را برسرسجاده می‌شنیدیم كه از خداوند می‌خواست تا شهادت را نصیب او كند. او حتی در آخرین مرخصی خود از یكی از دوستانش درخواست كرده بود بعد از شهادت، او را در كنار شهید علی جباری به خاك بسپارند».

غلامعلی پس از طی دوره آموزشی به منطقة جنوب، محور جفیر[1]اعزام شد. منطقه جفیر یکی از گذرگاه‌هایی بودکه عراقی‌ها درآغاز حمله خود از آنجا به خاک ایران اسلامی تجاوز کردند و پس از درگیری بانیروهای پاسگاه مرزی و مقاومت سرسختانه آنان که منجر به شهادت کلیه نیروهای مذکور شد، پیشروی خود را به سمت اهوازادامه دادند. غلامعلی که قبلاً دو بار مجروح و به خاطر جراحت به پشت جبهه منتقل شده بود،با وجود اصرار فرماندهان مبنی بر خدمت درپشت جبهه، با اصرار خودش مجدداً به آن نقطه برگشت و درسحرگاه 7/4/1363 در حالی که تازه نماز صبحش را ادا کرده بود، مورد اصابت گلوله‌های دشمن قرار گرفت. شدت جراحت او به حدی بود که قبل از رسیدن به اهواز به فیض شهادت نایل آمد. پیکر پاکش به دیزیچه منتقل و درگلزار شهدای این شهر به خاک سپرده شد.

تا کی دل خویش برضلالت بکشیم           از بهرجهانِدون،ضلالت بکشیم

ازخون عزیزان به خون خفتة خویش                  خوب است که لحظه­ای خجالت بکشیم



[1]





نوع مطلب :
برچسب ها : شهید غلامعلی رحمانی،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :