تبلیغات
شهدای دیزیچه - شهید محمود ملکی
شهدای دیزیچه
پایگاه بسیج شهدای 1و2
سه شنبه 2 مهر 1392 :: نویسنده : خادمین شهدای دیزیچه

شهید محمود ملکی  - 83

(جهاد اکبر)

نام: محمود *** شهرت: ملکی *** نام پدر: عبدالعلی *** تاریخ تولد: 1349*** محل تولد: دیزیچه *** تاریخ شهادت: 30/10/1365 *** محل شهادت: جزیره مجنون *** نام عملیات: کربلای5  *** محل دفن: گلزار شهدای دیزیچه ***

 

در پهنة عشق، جان سپرکرد و گذشت        تا قلة  آرزو  سفر  کرد  و  گذشت

خورشید‌صفت برآمد از مشرقعشق    این شام سیاه را سحر کرد و گذشت

 

اگر به آمار شهدای کربلای 5 مراجعه کنیم،شمار شهدای دیزیچه نسبت به جمعیت آن شهر واقعاً از درصد بسیار بالایی برخورداراست. این امر نشان می­دهد تعداد زیادی از شهدای این منطقه با آنکه درعملیات‌های زیادی قبل از کربلای 5 شرکت داشتند،اما تعداد قابل توجهی از آنها درعملیات خونین کربلای 5 به شهادت رسیدند.

   عملیات کربلای5 نمونه معروف «هل من ناصر ینصرنی» فرماندهان سپاه را جامه عمل پوشانید وکربلای جبهه‌های ایران را رنگین ساخت.

   یکی ازلبیک‌گویان این عملیات غرور‌آفرین، پاسداررشید اسلام محمود ملکی بود. او قبل از آنکه به عملیات اعزام شود، در وصیت‌نامه خودش به شهادت خود اشاره کرده، اعلام نموده بود لحظه شهادتش فرا رسیده و در آرزوی دیداریار است وآن لحظه دیدار برایش بسیار نزدیک است.

شهید محمود ملکی  - 83

(جهاد اکبر)

نام: محمود *** شهرت: ملکی *** نام پدر: عبدالعلی *** تاریخ تولد: 1349*** محل تولد: دیزیچه *** تاریخ شهادت: 30/10/1365 *** محل شهادت: جزیره مجنون *** نام عملیات: کربلای5  *** محل دفن: گلزار شهدای دیزیچه ***

 

در پهنة عشق، جان سپرکرد و گذشت        تا قلة  آرزو  سفر  کرد  و  گذشت

خورشید‌صفت برآمد از مشرقعشق    این شام سیاه را سحر کرد و گذشت

 

اگر به آمار شهدای کربلای 5 مراجعه کنیم،شمار شهدای دیزیچه نسبت به جمعیت آن شهر واقعاً از درصد بسیار بالایی برخورداراست. این امر نشان می­دهد تعداد زیادی از شهدای این منطقه با آنکه درعملیات‌های زیادی قبل از کربلای 5 شرکت داشتند،اما تعداد قابل توجهی از آنها درعملیات خونین کربلای 5 به شهادت رسیدند.

   عملیات کربلای5 نمونه معروف «هل من ناصر ینصرنی» فرماندهان سپاه را جامه عمل پوشانید وکربلای جبهه‌های ایران را رنگین ساخت.

   یکی ازلبیک‌گویان این عملیات غرور‌آفرین، پاسداررشید اسلام محمود ملکی بود. او قبل از آنکه به عملیات اعزام شود، در وصیت‌نامه خودش به شهادت خود اشاره کرده، اعلام نموده بود لحظه شهادتش فرا رسیده و در آرزوی دیداریار است وآن لحظه دیدار برایش بسیار نزدیک است.

وصیت‌نامه شهید محمود ملکی

ای برادران! دراین لحظه که لحظات آخر عمرمن است، قلم بر دست گرفته‌ام تا جملاتی را به عنوان وصیت بر روی کاغذ بنویسم:

برادران من! با هم متحد واستوار باشید و درسخت‌ترین شرایط امام را یاری نموده ومبادا دست از یاری امام بردارید که اگر دست از یاری او برداشتید، شکست خواهید خورد. برادران با شرکت هرچه باشکوه‌تر درنمازِ دشمن‌شکن جمعه، مشت محکمی بر دهان اَیادی شرک ونفاق بزنید. برادران وخواهران از فساد جلوگیری کنید وجلوی مفسدان بایستید. همان گونه که رزمندگان اسلام جلوی کفر جهانی ایستاده‌اند. برادران وخواهران دست از اسلام برندارید وجبهه را خالی نکنید که دشمن درکمین است. دشمنی که خرمشهر را خونین‌شهر، کرد؛ دشمنی که جوانان را از ما گرفت که دیگر آنها را نمی‌بینیم؛ جوانانی که یکپارچه گل بودند. باید با این دشمن جنگید. باید سلاح را در یک دست وقرآن را دردست دیگر گرفت. آری باید با این دشمن بجنگیم. باید پوزه‌اش را به خاک بمالیم. باید نا‌بودش کنیم. اما قبل از این جهاد باید جهاد اکبر را انجام دهیم وبا نفس خود بجنگیم ونفس خود را نفس مطمئنه کنیم. باید نفس را مطیع خود سازیم وبعد ازاینکه نفس را مطیع خود ساختیم، دشمن را خارو ذلیل کنیم؛ دشمن خیانتکار را دشمن مزدور را دشمن کثیف و پلید را. پس ای برادران وخواهران! تا آخرین لحظه در صحنه بمانید و این انقلاب رابه دست صاحب اصلی‌اش امام زمان(عج)دهید که به قول امامِ‌مان شما مورد نظر امام زمان(عج) هستید. باهم متحد باشید که همه پیروزی‌های ما از وحدت ماست. دشمن از وحدت ما می­ترسد و‌ می­لرزد وبدانید:

حُسنت به اتفاقِ مَلاحت، جهان گرفت                          آری به اتفاق، جهان می­توان گرفت(حافظ).

سخنی با پدر ومادرم! ای نور چشمانم! مرا حلال کنید و ببخشید؛ زیرا اگر مرا نبخشید، جایگاهم در دوزخ است؛ ولی اگر ببخشید جایگاهم در بهشت برین است. ازشما می­خواهم همان گونه که در هجر برادرم مهدی صابر وشکیبا بودید، در غم من نیز صابر باشید و از خدا می­خواهم چنان صبری را به شما عطا کند.

من قسم می­خورم اگر درهجرمن صابر باشید، خداوند اجر بزرگی به شما خواهد داد.

سخنی با برادرانم وخواهرم نیز دارم. برادرانم! نگذارید سلاحم به زمین اُفتد. نگذارید خونم پایمال شود. نگذارید اسلام تضعیف شود و تا آخرین قطرة خون خود از اسلام دفاع کنید، و تو ای خواهرم! حجابت را زینب‌گونه حفظ کن وهم زینب‌گونه پیام مظلومیت شهدا را به گوش مردم و آیندگان برسان.

سخنی نیز با دوستان وآشنایانم دارم. ای دوستان وآشنایان! مرا حلال کنید و ببخشید و اگر مطالبه‌ایاز من دارید یا آن را ببخشید و یا از پدرم بگیرید. عاجزانه از همه می­خواهم مرا حلال کنند و ببخشند. ای دوستانم! راه مرا ادامه دهید ونگذارید پرچم حق واسلام وایران بر زمین بیفتد.به امید پیروزی حق بر باطل.





نوع مطلب :
برچسب ها : شهید محمود ملکی،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :